Dawood's new album titled "Bazi" has been released. This album will be available in Europe at the middle of October 2010 also.
A DVD from Dawood Sarkhosh’ three concerts, which have been held in December 2008 in Europe, has been released in Australia.
تو و شانه های پامير
درنگی بر «سپید و سیاه» آخرين اثر داود سرخوش ـ سيد نادر احمدی
تازه ترين اثر داود سرخوش با عنوان «سپيد و سياه» وارد بازار موسيقی کشور شده است. اين اثر که بر روی لوح فشرده «سی دی» پیاده و به بازار عرضه شده، 9 آهنگ از ساخته های خود داود سر خوش را در خود جای داده است. اين نخستين اثر سرخوش است که تمام پارچه های موسيقی توسط خودش ساخته و اجرا شده است و همين نکته از ويژگی های مهم و برجسته اين اثر و گامی بلند در عرصه کاری سرخوش به شمار می رود.
هر کدام از اين قطعات بين 4 تا 7 دقيقه زمان را در بر می گيرد و می شود گفت جزوکوتاه ترين آهنگ های است که تا کنون سرخوش آن ها را اجرا کرده است. عناوين آن ها عبارت اند از:
شاعران شعرها عبارت اند از:
قنبر علی تابش
استاد لايق شيرعلی
محمد شريف سعيدی
محمد کاظم کاظمی
ناصر خادم
صفدری
حسن بيگ ورسی
ياسين خموش
که چهار شاعر آخری از چهره های ناشناخته در عرصه شعر امروز و ادبيات کشور است و شعر های شان نيز بيشتر صبغه بومی دارد و احتمالا از شاعران حرفه ای نيستند.
نخستين ويژگی اين اثر همان است که تمام آهنگ های اين اثر توسط خود سرخوش ساخته و پرداخته شده است. اين کار نوعی پيشرفت در کار هنری او بشمار می آيد که حاصل سالها تجربه، فعاليت و تلاش هنرمند در عرصه موسيقی آهنگ و آواز است. اين اثر نشان می دهد که هنرمند در گام های اوليه آواز خوانی توقف نکرده و کاوش و پژوهش در کار موسيقی ملی و بومی را در سرلوحه برنامه های کاری اش قرارداده و گام به گام پيش رفته است.
آهنگ سازی از حلقه های مهم اما گمشده موسيقی کشور ماست که مورد توجه کمتر هنرمندی قرار گرفته و به آن پرداخته شده است. سرخوش با جديت تمام در اين اثر به اين گزينه توجه کرده و گام های در جهت پر کردن اين خلا برداشته است.
سرخوش در اين اثر نشان داده که همچنان به بسياری از ارزش ها و باورهای ملی و بومی پای بند است و تعهد خود را در اين اثر به خوبی نمايانده است. تعهد به شعر جدی از نخستين نشانه های اين پای بندی است که کمتر هنرمند آواز خوانی حاضر شده طی سال های اخير ترانه های شان را از ميان شعرهای جدی برگزيده و اجرا کنند.
بيشتر هنرمندان ما تابع خواسته های نازل مخاطبان کوچه و بازاری بوده اند و قطعاتی را به بازار عرضه کرده اند که نه تنها ذوق مخاطبان را بالا نبرده بلکه در فترت و نزول ذوق موسيقيايی جامعه نيز سهم داشته اند. اما سرخوش علی رغم تمايل نازل جامعه به موسيقی بازاری و ترانه های سطحی، اشعاری را برگزيده که دارای پيام، محتوا و ارزش های جدی هنری است. اين نوع حرکت در حيطه موسيقی ما خود خطر( ريسک ) بزرگی است که هر کسی دست به آن نمی زند.
نکته دوم اجرای ترانه های بومی هزارگی با موسيقی الکترونيک است که بازهم قابل توجه و در خور تامل است. يعنی نوعی نوآوری و حلاوت در آن ها ديده می شود. هرچند خاطره و حلاوت قطعاتی چون " جرجو" و " پری جو " را تکرار نمی کند اما همين پای بندی هنرمند به اصول و خاطرات و عنعنات قومی و بومی خود ارزشمند و قابل قدر است.
از اين نکته که بگذريم اين اثر کاستی های هم دارد که نشان می دهد هنرمند ما هنوز در حال تجربه و آزمون گام ها و مراحل مختلفی در عرصه موسيقی و آواز خوانی است، به گونه که گاه گاهی ميان سبک های کلاسيک و پاپ سردرگم می ماند و تکليف پارچه های موسيقی نامشخص است. هرچند اجرای اين قطعات را نمی توان نه در حيطه کلاسيک و يا غزل خوانی جای داد و نه به طور جدی و صريح در گروه پاپ. مثلا قطعه " سپيد و سياه " اجرای سنگين و نزديک به غزل دارد اما روشن است که غزل نیست و هميطور قطعه " بازی اشکنک دارد " بايد در مايه های پاپ باشد اما بسيار نزديک به اجرای غزل است آن هم از نوع کلاسيک آن.
همان گونه که شعرها نيز از سرپختگی و سنجيدگی گزينش نشده اند. در گزينش شعرها روشن است که موسيقی درونی و بيرونی شعر بايد مورد توجه هنرمند باشد و بايد شعرهايی برگزيده شود که دارای چنان ويژگی و خصلت موسيقيايی باشد. قطعه " وطنم دوباره اينک " که روی غزلی از شاعر معاصر قنبرعلی تابش اجرا شده با اين که دارای پيام و محتوای خوبی است ولی خود شعر از نظر موسيقيايی قابليت اجرا را ندارد و ظرفيتش در اين زمينه بسيار محدود است. مثلا شعرهايی که دارای قافيه ای با موسيقی بالا و رديف خوب و خوش آهنگ باشند در انتقال حس معنی به مخاطب موفق و برای اجرای موسيقی نيز مناسب اند همچنان که در همين اثر قطعه " من و دريا " دارای همين خصوصيت است.
قافيه های سودا، شيدا، غوغا و ... در کنار رديف " من و دريا " که در هر بيت تکرار می شود از حيث آوايی با مخاطب ارتباط عميقی بر قرار می کند و حس موسيقيايی دو چندانی را به شنونده القا می کند.
بر خلاف قطعه " وطنم ... " که از اين لذت معنوی شنونده را بی بهره می گذارد و دليل آن هم در خود شعر انتخاب شده نهفته است. در واقع آواز خوان بايد اين زيرکی و هوشياری را داشته باشد تا به اين ظرافت ها و لطافت ها بيشتر توجه کرده و اثرش را از هر حيث غنی تر بسازد. البته ناگفته نگذارم که شعر " من و دريا " به لحاظ هنری شعری است سطحی و دارای قوت و غنای لازم نيست. در اين ميان غزل " سپيد و سياه " از هر جهت دارای قوت و درون مايه قوی و لازم است و از جنبه محتوايی نيز بر همه قطعات و شعر ها برتری دارد.
سير کار هنری داود سرخوش از آوازهای صرفا محلی شروع و به کشف آهنگ های بومی، دغدغه های روحی قومی و سپس انديشه ملی و اکنون انسانی ادامه پيدا کرده و همچنان در کشف و استخراج منابع فرهنگی جامعه اش تکاپو می کند.
هر چند تغيير ابزار موسيقی از آلات دستی و بومی به الکترونيک خالی از خطر نيست چرا که موسيقی الکترونيک علی رغم وسعت و ظرفيت های فراوانی که دارد خالی از روح و لطافت هنری است و در اجرا کمی خشک به نظر می رسد، مثلا در عرصه موسيقی بومی، موسيقی الکترونيک کجا می تواند روح زيبا و مغمومی را که در نوای دمبوره جاری است اجرا کند و همان حس را هم به شنونده منتقل کند و يا در عرصه موسيقی ملی نوای رباب کجا و اين درنگ درنگ موسيقی الکترونيک کجا.
موسيقی مدرن از روح انسانی کمتری برخوردار است. يعنی حضور انسان و نقش انسان در اين نوع از موسيقی بسيار کم است. کار تازه ديگری که در اين سير ديده می شود وارد کردن مضمون عشق در فضای آثار سرخوش است. هرچند اين فضا هنوز بسيار کمرنگ است و صراحت چندانی ندارد اما روشن است که سرخوش قصد ورود جدی به اين عرصه را دارد و پس از اين ما شاهد آثار غنی و پر ارجی از اين هنرمند خواهيم بود.
و اين البته پديده فرخنده و مبارکی است. چرا که مردم ما پس از اين همه زخم و رنج و مصيبت حق زندگی دارند و اين مهم بايد از منظر هنرمندان وارد فضای جامعه شده و ذهن و زبان آن ها را شکل دهد تا به ابتذال نگرايند. 21 جون 2004 آديلايد