Dawood's new album titled "Bazi" has been released. This album will be available in Europe at the middle of October 2010 also.
A DVD from Dawood Sarkhosh’ three concerts, which have been held in December 2008 in Europe, has been released in Australia.
چراغی بر درگاه شب
(درنگی در سی دی «سرزمین من»، آخرین اثر منتشر شده داود سرخوش)
سید نادر احمدی
بسیاری از وطنداران ما بهار 1377 را با آهنگ های «سرزمین من» سپری کردند. انتشار نوار «سرزمین من» اثر هنر مند آوازخوان و آهنگساز، داود سرخوش، در کارنامه موسیقایی او یک تحول به شمار میرود، هنر مند آواره ای که از پاکستان به اروپا رفته و ضمن سفر مکانی، به نظر میرسد که خانه تکانی هنری نیز کرده است. پخش سی دی «سرزمین من» به شکل مطلوب و از نظر کیفی در اندازه های روز و انسجام یافته و نشاندهنده تعالی هنری و خانه تکانی روحی این هنرمند است.
بررسی فنی و تخصصی آهنگ ها و ترانه های «سرزمین من» را بر عهده اهل فن موسیقی و استادان برجسته این هنر میگذاریم. در این مجال، نگاهی گذرا داریم به سیر کلی کار هنری داود سرخوش، آهنگ ها، اشعار و محتوایای این اثرش.
موسیقی افغانستان، همواره، در چنبره سنت ها اسیر بوده و هیچ گاه دست به تحول نزده و راه تعالی را نیز نتوانسته است به درستی بپیماید. نه آهنگسازی از مرتبه کلاسیک خود فراتر رفته و نه آواز خوانی مقام های عالی و راه های تازه ای را جستجو کرده است. البته در گذشته، استادان بزرگی در عرصه موسیقی کشور به میدان آمده اند که امروز اقتدار موسیقی افغانستان، محصول تلاش و دلسوزی این بزرگواران است.
با سپری شدن دوران با شکوه بزرگان موسیقی کشور، نسل های بعدی در سراب موسیقی مبتذل گم شده و در نتیجه نتوانستند راه استادان موسیقی ما را ادامه دهند، به ویژه که شرائط بحرانی کشور و تعطیل شدن کار موسیقی در افغانستان، گروه گروه هنرمندان ما را روانه دیار غربت ساخته و بهار موسیقی را به خزان بدل کرده است.
در گیرو دار بحران کنونی کشور، انتشار سی دی «سرزمین من» در خارج از افغانستان، دو باره روزنه های امید را در برابر چشمان دوستداران موسیقی اصیل افغانستان گشود و در این شب بی ستاره، چراغی شد بر آستانه تاریک و خاموش موسیقی کشور.
داود سرخوش، میراث دار آوازخوانی برادرش سرور سرخوش است که خود آواز خوانی بومی در نواحی مرکزی افغانستان بود. داود سرخوش در نخست، پا جای پای برادر گذاشت و با ارایه آهنگ های محلی، در عالم موسیقی سر برافراشت. از آنجا که زاد گاهش محیط مناسبی برای رشد و تعالی هنر او نبود، رحل اقامت در کوئته پاکستان افگند. او پس از چند سال پویش و کوشش در زمینه موسیقی و تجربه آواز خوانی با لهجه هزارگی، در فضای تنگ و ضرفیت محدود آن دیار نیز توقف نکرد و برای گسترش و بالند گی هنر خویش، راهی اروپا گشت تا افق های تازه تری را فتح کند. اثر «سرزمین من» نخستین کار او، پس از این تحول، به بازار آمده است.
ازمنظر محتوا، کار های سرخوش پیش از این به شعار های سیاسی و ترانه های اجتماعی ـ بومی محض محدود میشد، به ویژه آن که در استفاده از آله موسیقی نیز تنها به دمبوره اکتفا میکرد که همین گزینه ها شعاع هنری او را محدود ساخته بود. اما سرخوش با تامل و تدبر در عالم موسیقی و مطالعه و تجربه در حوزه این هنر جهانگیر، به روش ها و تجربه های جدیدی دست یافت که در اثر «سرزمین من» خود را نشان داده است. برخورد فرا گیر با هنر موسیقی و عدم توقف هنرمند در گونه ی خاص از موسیقی، سبب شده که لایه های ژرف تری از روح و اندیشه هنرمند ـ که فرا تر از منطقه و قوم و احساس و شعار است بر ملا گردد.
«سرزمین من» حاوی آهنگ ها و تصنیف هایی گوناگون با درونمایه قابل تامل است. یازده پارچه آهنگ با مضمون های متفاوت در این اثر دیده میشود. بسیاری از قطعاتش ساخته داود سرخوش نیست، بلکه از ساخته های امیرجان صبوری، از آهنگ سازان امروز افغانستان است. پارچه های «یامولا علی»، «ای زمانه»، «مسافر»، «سرزمین من»، «دل من شکوه مکن»، «به ای ملکای مردم»، «ایدل ایدل» و «آی مردم» از ساخته های و آهنگ های امیرجان صبوری است و البته برخی از این ترانه ها پیش از این توسط آواز خوانان دیگر نیز اجرا شده، نظیر آهنگ «مسافر» که توسط وجیهه رستگار خوانده شده ولی به خاطر تطبیق درونمایه آن با فضای کلی اثر، در این مجموعه قرار گرفته است:
از راه دور آمدی
چه ناصبور آمدی
مانده نباشی!
قطعات "کوچه سار شب"، " همچو من شمعی" ، " باز دل میتپد" و آهنگ محلی " جره جو" از ساخته های خود داوود سرخوش است که روی شعر های از هوشنگ ابتهاج"سایه" ، اخوان ثالث و اخگر کار شده است.
سرخوش با انتخاب غزلی از «سایه»، ذوق و هنر خود را در زمینه شعر، موسیقی و آواز خوانی به درستی جلوه گر ساخته و آهنگ شنیدنی را آفریده است، آهنگی که از ماندگار های آثار او به شمار خواهد رفت، چنانکه این ذوق را در انتخاب آهنگی بر روی شعری از اخگر که مخمسی است بر غزلی از حضرت حافظ نیز نشان داده و گرایش خود را به سوی آواز خوانی کلاسیک نیز سنجیده تبارز داده است.
باز دل میتپد از رغبت دیدار دیگر
که کشد باز مرا بر سر بازار دیگر
سرخوش در بیشتر آهنگ های این اثرش درد های میهنی را مطرح کرده و با اندیشه میهنی، این گام مهم را برداشتته است. در این زمینه، زخم های بی شماری وطن، رنج و درد بی حساب وطنداران، مشکلات و گرفتاری های آوارگان هموطنش و دیگر معضلات اجتماعی از دلمشغولی اصلی سرخوش به حساب آمده و از نظر مظمون، بیشتر پارچه آهنگ های «سرزمین من» را به خود اختصاص داده است.
نکته بر جسته دیگری که در این اثر دیده میشود، این است که سرخوش علی رغم داشتن اندیشه میهنی، از فرهنگ بومی خود غافل نمانده و با عرضه قطعه زیبای «جره جر» توانایی خود را در استخراج آهنگ های خوب از فرهنگ مردم هزاره نشان داده است.
جره جو یکی از پارچه های غزلخوانی معمول در بین مردم جاغوری است. مردم جاغوری در لحظات شاد زندگی رسم غزل خوانی یا غزل گویی دارند که یک نفر یا دو نفر با استفاده از دوبیتی های محلی هزارگی آواز میخوانند و جمع حاضر را دلشاد میسازند. در برخی از مراتب، در این غزل گویی ها از همین آهنگ جره جو به عنوان سرخوانی و نقطه اتصال دوبیتی ها استفاده می کنند.
سرخوش با استفاده از همین عنصر فرهنگ بومی و باز سازی این اثر به شکل یک قطعه کاملا تکامل یافته وهنری، به آفرینشی مهم دست زده است که بسیار هم موفق بوده و توانسته آن تغزل نهفته در فرهنگ قومی و بومی ما را در این قطعه بروز بدهد. اگر بتوان آهنگی از این اثر را به عنوان شاهکار بر گزید، بی شک همین پارچه محلی جره جو است.
نکته مهم دیگر این است که سرخوش با تلاش و همت بلند خود در عرصه موسیقی، توانسته «دمبوره» را در کنار آلات مشهوری چون رباب، تبله و هارمونیه و... به کار گرفته تا بین فرهنگ های مختلف سرزمینش ارتباط ایجاد کند، کاری که پیش از این کمتر صورت گرفته است.
به هر حال، آنچه از نمای کلی اثر «سرزمین من» به دست می آید، این است که سرخوش هنرمندی است که در پله های نخست توقف نکرده و در ضرفیت های تنگ و محدود نیز نمی گنجد. او هر روز به فکر بسط و گسترش افق هنری خود بوده و اندیشه ای بزرگ در سر دارد.
بر گرفته از فصلنامه ادبی، هنری و فرهنگی «دردری» شماره شش، هفت و هشت، سال دوم ـ تابستان، خزان و زمستان 1377