Dawood's new album titled "Bazi" has been released. This album will be available in Europe at the middle of October 2010 also.
A DVD from Dawood Sarkhosh’ three concerts, which have been held in December 2008 in Europe, has been released in Australia.
«شب های بی ترانه» نام یکی از اجرا ها در آلبم «سرزمین من» است. این آلبم در ایران با استقبال گسترده ای رو برو شد و مدتی به زبان رسانه ها در این کشور تبدیل شده بود. نوشته «شب های بی ترانه» به قلم فرج بال افکن در ضمیمه رایگان شماره 2632 روزنامه همشهری شنبه 6 بهمن 1380 انتشار یافته. بحث پیرامون موسیقی افغانستان، آنگونه که در این نوشته آمده است، می تواند در مواردی دست انداز های داشته باشد یا به تعبیر دیگر خیلی راحت نتوانسته باشد طول مسیر را بپیماید اما نشاندهی یک سری نقیصه ها می تواند در ارزیابی های بعدی حول این مبحث کمکی خوبی باشد. مدیریت سایت..!
در گذشته مردم افغانستان عاشق موسیقی بودند و زندگی آنها سر شار از نغمه بود و موسیقی بخش اصلی آداب و رسوم مردم را تشکیل می داد و از این نظر افغانی ها مانند همسایه های خود و شاید غنی تر از آنها بودند.
در باره موسیقی افغان شب های بی ترانه
پخش ترانه های با صدای داود سرخوش خوانندهء موسیقی پاپ افغان از صدا و سیما و اقبال عمومی کاست آن در نوار فروشی ها از چند منظور تامل بر انگیز است؛ ترانه های ساده با مضامن آوارگی و بیچارگی افغان. زمانی افغان ها با موسیقی غنی و فرهنگی خود زندگی میکردند اما متاسفانه امروز گذارش های اسفباری منتشر میشود. جدید ترین این گذارش ها نوشته ای است از" دکتر جان بیلی" دانشیار اتنوموزیکولوژی دانشگاه لندن. وی در گذارش خود با عنوان " میتوان آواز پرندگان را خاموش کرد؟" تلاش کرده تا وضعیت بحرانی حاکم بر موسیقی افغان را مشخص کند. این گذارش سال گذشته به عنوان نخستین کار از سوی مرکز تازه تاسیس " همایش جهنی موسیقی و سانسور" در کپنهاک منتشر شد، زمانی که امید چندانی برای رهای افغان از سلطه طالبان وجود نداشت.
آشنای" دکتر بیلی" با موسیقی افغان به دهه 1970 باز میگردد. هنگامیکه او در زمینه رشته تخصصی اش به تحقیق در شهر های هرات و کابل پرداخت و طی سال های هشتادو پنج تا دو هزار گزارش های متعددی اعم از صوتی و تصویری از وضعیت موسیقی دانان حرفه ای افغانی و موسیقی تهیه کرد که آنها را در روزنامه های پاکستان و لندن به چاپ رساند. آنچه از مقاله " میتوان آواز پرندگان را خاموش کرد؟" در نوشته حاضر آمده است، بیشتر موسیقی پاپ و موسیقی هنری یا به عبارتی موسیقی مقامی را شامل میشود و از سایر ژانر موسیقی افغان سخنی به میان نیامده است چه هر یک از آنها شرحی مبسوطی می طلبید. به نظر میرسد جریان فرهنگ افغان به تدریج از مردم آن جدا گردیده است. از زمان تهاجم نیرو های شوروی سابق در 1979 هزاران اثر هنری به کشور های غربی قاچاق شد و آخرین گزارش ها از تخریب تندیس بودا در بامیان حکایت داشت. با این همه آثار هنری افغان هر روز بیشتر و با معنای عمیق تر به گوش ما میرسد. زمانی لئونارد برنشتاین در پاسخ به شرایط سخت گفته بود: " واکنش ما در برابر خشونت به تولید موسیقی بیشتر، زیبا تر و عاشقانه تر از قبل منجر می شود.
خراسان بزرگ
سرزمینی که آنرا به نام افغانستان میشناسیم در سال 1747 میلادی استقلال یافت. پیش از آن این منطقه خراسان نامیده میشد. سر زمین خراسان بزرگ از ادوار بسیار کهن در محیط نقشه ایران حضور داشته، نام آبادی های آن در اسناد باستانی آمده است. خراسان در لغت به معنی خاوران و خاور زمین است. تمامی نواحی خاوری کویر لوت تا کوه های هند در اوایل قرون وسطی جزو خراسان به شمار می آمد. دانشمندان تاریخ نگار برای خراسان چهار دوره اسطوره ای، اوستای، تاریخی و اسلامی قائلند. در طول ادوار گذشته همبستگی فرهنگی عمیقی میان ایران و نواحی مختلف خراسان وجود داشت. با توجه به سکنا گزیدن آریا ها در فلات پامیر، محقق میشود که اولین ایستگاه آریای های ایران درناحیه خوارزم و سواحل شرقی دریای کاسپین بوده است.
در اوستا به وضوح از نواحی: آثرینه وئجه، سوغده، مورو و مرو، باخذی، باختره، نیساسه، نسا، هرایوه، هری یا هرات، وایکرته، کابل، اورو، غزنین و هرگان، گرگان نام برده شده است. باز در دوره هخامنشی برسنگ نوشته های بیستون و تخت جمشید این اسم ها دیده می شوند: باختریش، بلخ، سوگود، سغد، گندار، قندهار، هرایوا، هرات.
موسیقی خراسان عمیقا تحت تاثیر زبان فارسی است. به رغم حضور ساز دوتار به عنوان میزان و پایه موسیقی خراسان، آواز منشاء بروز و صدور نغمه ها وطبیعتا لحن آنها بوده و آواز به نوبه خود بر اساس اشعار سروده شده فارسی خوانده میشده است. بعضی از واژه ها همچون هزارگی دارای سابقه بسیار طولانی در موسیقی خراسان است. از هزارگی به مفهوم مقام موسیقی در کتاب باز مانده از تاریخ نیشابور قبل از حمله مغول نام برده شده است. هزارگی از نظر مردم زاده بامیان است و اغلب اشعار آن را دوبیتی ها تشکیل میدهد. اشعار اغلب عرفانی و مذهبی است، اما انواع عاشقانه و پند آمیز آن نیز یافت میشود.
ابو عبدالاه جعفر بن محمد رودکی در نیمه دوم قرن سوم هجری در ده بنج، مرکز ناخیه رودک سمرقند متولد شد. رودکی نخستین سخن سرای فارسی نیست اما نخستین شاعری است که شعر های خوب بسیارگفته و شعر فارسی اولیه را کمال بخشیده است.نوشته اند که بیش از صد هزار بیت شعر داشته است. تذکره نویسان او را پدر شعر فارسی خوانده اند. همچنین گفته میشود که رودکی چنگ نیز مینواخته است و به موسیقی مسلط بود. در افغانستان علاوه بر زبان فارسی که لغت ادب و کتابت است، زبان پشتو( از شعب مهم زبان های ایرانی) رواج دارد. در دهه 1880 میلادی امیر عبدالرحمان با حمایت انگلیسی ها قدرت را به دست گرفت. از این زمان است که افغانستان یک ملت واحد محسوب شد. در سال 1919 پسر بزرگ عبدالرحمان یعنی امان الاه مدرنیزم را در این کشور به همان سیاق آتاتورک در ترکیه و رضا خان در ایران آغاز کرد، این سیاست ها تا سال 1973 در طول 40 سال زمامداری ظاهر شاه ادامه یافت.
موسیقی هنری افغانستان
افغان ها به دلایلی معتقدند و شاید هم حق دارند که موسیقی آنها تاثیر ویژه ای روی موسیقی کلاسیک شمال هند گذاشته است. و از آن به عنوان یک جریان دو سویه نام می برند. در دهه 1860 میلادی امیر شیر علی خان، موسیقیدانان کلاسیک و تعلیم دیده شمال هند را دعوت کرد تا به کابل آمده و موسیقیدانان دربار او باشند. این عده و نسل های بعدی آنها به تدریج سبک مشخصی از موسیقی هنری افغان را بنا نهادند. غزل سبک رایج درشعر فارسی و پشتو است. غزل همچنین ژانر موسیقایی برای آواز و این نوع شعر محسوب میشود که ریشه آن در موسیقی سبک هندی است. غزل کابلی معمولا با شعر فارسی اجرا میشود که اغلب آثار شعرای بزرگ چون حافظ، سعدی، بیدل و با مضامینی از عرفان همراه است. مبنای این موسیقی بر " راگ" (مقام) و " تال" (متر مشخص) موسیقی هند استوار است. غزل علاوه بر این هویت بارزی در اجرا دارد که آن را از موسیقی هند متمایز میسازد، این ویژگی ها در اجرای " چهار مضراب ها" در میانه آواز و با مهارت خاص نوازندگان افغان خلاصه میشود. حد اقل از دهه 1920 خوانندگان غزل استفاده از ساز دستی هندی "آرمونیا" را متداول کرده اند که به همراه گروه کوچکی از ساز ها مثل رباب (عود انگشتی که ساز ملی افغانستان به شمار میرود)، طبله و اغلب عود های خمیده ای مثل "سارنگی" یا "دلربا" و نوای تنبور. به غیر از رباب باقی ساز ها ریشه در موسیقی هند دارند. مم
اجرای برنامه های رادیوی در افغانستان به سال 1925 و در هنگام سلطنت امان الاه باز میگردد. استگاه رادیویی در سال 1929 و در شورشی علیه سیاست های تجدد گرایانه او تخریب شد و از آن زمان تصمیم جدی برای راه اندازی مجدد این مرکز وجود نداشت تا اینکه در سال 1940 رادیو کابل با تجهیزات و همکاری تکنیکی و پشتیبانی فنی المان ها براه افتاد. از این زمان رادیو عملا فعالیت های موسیقی را از انحصار در بار خارج کرد و به مرکزی برای حفظ و اشاعه موسیقی مبدل گشت و بسیاری از موسیقیدانان مهم کشور در رادیو استخدام شدند. اهداف اعلام شده این مرکز عبارت بود از: گسترش مفاهم قرآنی، تقویت همبستگی ملی، نگهداری و احیای گنجینه ای از فرهنگ عامه افغان و ارائه آموزش عمومی. به این ترتیب حکومت، رادیو را به مثابه بهترین و سریع ترین راه ارتباط و آگاهی افکار عمومی از سیاست های تجددگرایانه به خدمت گرفت. در هنگامه جنگ جهانی دوم، تهیه تجهیزات جدید و قطعات یدکی رادیو کابل از آلمان، برنامه های این مرکز را با مشکل روبه رو ساخت.
تا اوسط 1940 برنامه موئثر و چشمگیری در اغلب نقاط کشور از رادیو دریافت نمیشد. گیرنده های رادیوی نیز بسیار محدود بودند. تامین لازم برای پخش برنامه ها صورت نمی گرفت، امکانات در یافت در یکی از شهر ها بلند گویی بود که در خیابان مستقیما از فرستنده رادیویی برنامه ها را پخش میکرد. اخبار، موسیقی و سایر برنامه ها در اجتماعات مردانه نظیر چایخانه ها دریافت میشد که اغلب از حضور زنان خالی بود. در سال 1960 ایستگاه رادیویی جدیدی در حومه کابل تاسیس شد و رادیو افغانستان نام گرفت. موسیقی اصیل و پاپ افغان برنامه شیرین و پر طرفدار این رادیو بود.موسیقی نواحی مختلط مناطق " پشتون-تاجیک" اطراف کابل مانند پروان الگوی برای موسیقی پاپ محسوب میشد. رادیوی تازه تاسیس با متون فارسی، دری و پشتو، سبک موسیقی پشتون و موسیقی کلاسیک هند برنامه اجرا میکرد. توسعه موسیقی پاپ افغان با همکاری نوازندگان ماهر، استادان موسیقی و دانش آموختگان موسیقی هند میسر شد. این عده در گروه های کوچک و بزرگ ارکستر های رادیو را فعال کردند. آن ها نقش کلیدی در تربیت موسیقیدانان حرفه ای و نیمه حرفه ای بر عهده داشتند؛ در این زمان بود که بسیاری از آواز های محلی و اصیل افغانستان در رادیو احیا و دو باره به اجرا در آمد. همچنین سایر برنامه ها اعم از فلم های هندی و پاکستانی در سینمای کشور به نمایش گذاشته شد. موسیقی های پاپ کشور های همسایه نظیر ایران و تاجکستان در رادیو افغانستان ضبط و پخش میشد. با این همه افغانستان در زمینه آموزش علمی موسیقی گام های کوچکی برداشته بود. موسیقی در هیچ یک از برنامه های آموزش مدارس ابتدای و دبیرستان تدریس نمی شد. برخی از معلمان مدرسه که تا حدی نیز موسیقی کار میکردند در چار چوب فعالیت های آزاد و یا فوق برنامه و برای اجتماعات اتفاقی در مدارس، دانش آموزان را سازماندهی میکردند. فعالیت های علمی موسیقی بسیار محدود بود، دپارتمنت موسیقی دانشگاهی، جلسات هنری، آرشیو صدای ملی و مراکز آموزش عالی آهنگسازی و تربیت موسیقیدانان دانشگاهی وجود نداشت. به همین دلیل ایستگاه رادیو کابل نقش سرنوشت سازی به مثابه مرکز ملی فعالیت های موسیقی با محوریت برنامه های مردمی سایر مراکز رادیوی را بر عهده داشت. رادیو مثل یک کنسرواتوار و تجمع دائمی موسیقیدانان و آهنگساز ها و آرشیو موسیقی نیز عمل میکرد. می توان گفت رادیو افغانستان، دژ نفوذ ناپذیر مدرنیزم بود و موسسه راهبردی چشمگیری در ارتقاء جایگاه هنرمندان اعم از زن و مرد به شمار می رفت که در برخی موارد آنها عده ستاره می شدند.
احمد ضاهر خواننده پاپ نمونه مناسبی برای این مدعا است. او خانواده اشرافی داشت ( محمد زای). پدرش دکتر ظاهر برای مدت کوتاهی نخست وزیر بود. احمد ظاهر نماد فرم های غربی موسیقی افغان در دهه 1970 بود. ارگ الکترونیکی مینواخت، با ساز های مثل ترومپت همراهی میکرد. گیتار برقی و طبل در خوانده هایش به کار میبرد؛ ساز های که برای شیفتگان آن در افغانستان و به ویژه نزد جوانان قابل دست رس نبود. او سال 1979 در کابل به قتل رسید و مراسم خاک سپاری اش توسط صد ها نفر از علاقه مندانش با شیون و ماتم مشایعت کنندگان برگزار شد. آثار او روی سی دی های بسیاری هنوز منتشر میشود و در میان بسیاری از تبعدیان افغان در غرب طرفدار دارد. رادیو همچنین امکان شهرت خوانندگان زن را در کشور فراهم کرد. تا آن زمان چنانچه زنان در اماکن عمومی نظیر تئاتر ها و یا سالن های موسیقی ظاهر میشدند از نظر عامه نوعی فساد و ابتذال تلقی میگردید. در این حال زنی از خانواده بسیار سر شناس و آبرو مند در این مسیر پیش قدم شد. بهترین نمونه این سخن استاد فریده مهوش است. او به عنوان کارمند در رادیو کار میکرد. زندگی هنری او از 1960 آغاز شد و در سال 1979 از سوی دولت عنوان " استاد" موسیقی دریافت کرد. رادیو معنا و مفهومی والا تری نیز داشت. مارک اسلوبین اتنو موزیکولوژ آمریکایی سال 1970 در باره نقش رادیو در زندگی فرهنگی افغان چنین نوشت: " رادیویکی از عوامل همبستگی کشوری است که به شکل آشکاری از تجزیه قومی و زبانی جلو گیری میکند... برای روستائیان و چادر نشینان افغانی ... رادیو به شدت حوزه تخیل افغان را وسعت میبخشد و او با استودیوی کابل احساس یکی شدن میکند... که از معدود روش های بارز ارزش های ملی و احساس ممکن است که میتواند سر انجام تعصبات قومی افغان را به نحو مشخصی کاهش دهد.
میتوان متقاعد شد که نو آوری و خلاقیت در ارایه سبکی نو از موسیقی پاپ از دو عنصر اصلی موسیقی تاجک و پشتون تشکیل شده است، این عناصر نقش مهمی در آفرینش و احساس هویت ملی افغان در قرن بیستم ایفا میکند. در این صورت موسیقی پاپ رادیو مانند سازه ای قبایل گوناگون افغانستان را در گذشته به هم پیوند می داد.
موسیقی دوران جنگ
موسیقی در دوره بیست ساله جنگ های داخلی افغانستان و از آغاز روی کار آمدن دولت کمونیستی ترکی در سال 1968 همواره با مشکل رو به رو بوده است اما این مشکلات در دوران به قدرت رسیدن نجیب الاه آخرین باز مانده کمونست ها به حد اکثر رسید. در محدوده مجاهدین افغان اعلامیه های تندی بر علیه آنچه آنان حمایت از کمونست ها میخواندند؛ منتشر میشد: " بنیاد گرایان معترض نه تنها شوروی را دشمن بزرگ خود میدانند بلکه موسیقی، هنر و ادبیات و آموزش را نیز تاثیرات شیطانی به شمار می آورند. موسیقیدانانی نظیر فاضل غنی و خان قر باغی و سیما اکبری مجری معروف تلویزیون پس از 1980 به قتل رسیدند و دکتر محمد عثمان تنها نویسنده نت موسیقی از یک سوء قصد جان سالم بدر برد. میتوان با اطمنان گفت که بنیاد گرایان به مبارزه ای علیه علوم مدرن دست زده اند." نیرو های روسی سال 1989 از افغانستان رانده شدند و دولت کمونیستی در سال 1992 توسط مجاهدین ساقط شد. آخرین رئیس جمهور( نجیب الاه) در اردوگاه سازمان ملل پناه جست و در آن جا باقی ماند تا در سال 1996 و هنگام تسخیر کابل توسط طالبان اعدام شد. در این دوره یعنی بعد از کمونست ها و پس از تسلط طالبان، افغانستان با قوانین و مقررات خاص اداره میشد که سر کردگی آن با ربانی از مجاهدین تاجیک بود. اما برای اهالی کابل جنگ هنوز تمام نشده بود. آن ها حالا در گیری ها و نزاع شگفت آور گروه های مجاهدان گرفتار شده بودند. این گروه ها هر روز کابل را هدف راکت های خود قرار میدادند. بسیاری از موسیقیدانان کابل و خانواده شان به نواحی دیگری کشور رفتند.
در دوره ربانی فعالیت کمی در زمینه اجرای موسیقی انجام میشد ولی نظارت سنگینی حاکم بود. موسیقیدانان حرفه ای باید جواز می گرفتند و فقط ترانه های خاصی اجرا داشتند. اجرای موسیقی در مجالس خصوصی مردانه اشکالی نداشت اما زنان حق اجرای موسیقی نداشتند. معمولا ماموران اداره تازه تاسیس امر به معروف و نهی از منکر به مجالس می ریختند و ساز های موسیقی را توقیف کرده و پس از چند روز آن ها را پس میدادند. در این زمان و در اوایل سال 1995 سه تن از موسیقیدانان مشهور هراتی اجازه یافتند تا پس از صدور پاسپورت برای اجرای یک کنسرت در تئاتر دلا ویلای فرانسه به پاریس سفر کنند. این گروه با یک مترجم و یک مدیر برنامه که سفر آن ها را تنظیم می کرد پس از فرانسه به سوئیس و آلمان سفر کرده و سپس از مسیر تهران به هرات باز گشت.
پیش از سقوط ربانی و تسلط طالبان گلبدین حکمتیار به عنوان نخست وزیر دولت ائتلافی انتخاب شد. او برای بستن سینما های کابل و ممنوعیت پخش موسیقی رادیو از هیچ تلاشی فرو گذاری نکرد. روزنامه پاکستانی مسلم پانزده جولای 1996 به نقل از سخنگوی دولت نوشت : "هیچ موسیقی و آلات موسیقی نباید در رادیو و تلویزیون نه دیده و نه شنیده شود. پخش هر نوع موسیقی از آنتن رادیو ممنوع است چون تاثیر منفی بر روح و روان مردم میگذارد..." در همان زمان عبدالحفیظ منصور رئیس خبر گزاری باختر گفت: "دولت ربانی سعی کرد سینما ها را تعطیل کرده و موسیقی را تحریم کند، اما همین اقدامات ثابت کرد که این ها افکار کاملا غیر واقع بینانه است. این کاری سخت و بالقوه خطرناک بود که مردمی را که نه اب لوله کشی و نه برق دارند و مدام زیر حملات موشکی قرار دارند از لذت های بسیار ساده محروم کنیم." نگاه طالبان به جایگاه موسیقی را میتوان از اعلامیه های آن ها دریافت. احمد رشید در دسامبر 1996 بلا فاصله پس از تسخیر کابل یکی از احکام صادره را منتشر کرد که مواردی از آن به این شرح است: " ممنوعیت موسیقی... در مغازه ها، هتل ها، وسایل نقلیه و سه چرخه ها... پخش کاست موسیقی ممنوع هستند... اگر کاست موسیقی از مغازه ای کشف شد، فرشنده زندانی میشود و مغازه تعطیل خواهد شد. چنانچه 5 نفر او را ضمانت کنند، مغازه باز ولی گناه کار متعاقبا آزاد میشود. اگر در وسایل نقلیه کاست یافت شود، اتوموبیل توقیف و راننده به زندان میرود. چنانچه 5 نفر ضمانت کنند، اتوموبیل رفع توقیف و راننده بعدا آزاد خواهد شد.
موسیقی و پایکوبی در جشن های عروسی ممنوع است. در